|
٭ ازدواج خوب است يا بد؟
بخش دوم: رفتار شناسي ![]() 4-روابط جنسي – جامعه بسته ما پاسخي به روابط جنسي نداده و هر بار هم كه صحبت از اون به ميان مياد بايد يكطوري طرف رو خفه كرد تا از خودش خجالت بكشه!! در چنين وضعيتي رفتارها شكل نا سنجيده اي به خودش ميگيره و بحرانها براحتي مغز افراد رو شخم ميزنه. گروه زيادي از دخترها مجبورند براي حفظ ارزشها!! بطرز واقعاً دروغ و احمقانه اي اظهار بي ميلي به روابط جنسي كنند! گروهي هم در خلوت شخصي در حال ديوانه شدن هستند و الباقي هم سعي در فراموش كردن ميكنند كه حتي در صورت موفق شدن چهره خودشون رو نمي بينند كه چه موجود عصبي شدن. پسرها از دخترها بدنر!! چون غدد اونها مثل دخترها نيست و بطور دائم در حال ترشح و توليده و در مقابلش هم در حال سركوب و فشار!! در نتيجه مجبورند براي فرار از اين فشار تمام ارزشهاي فردي رو دور بزنند و هزاران بازي و كلك راه بياندازند تا بتوانند انگشتي به كسي برسانند. بعد هم متاسفانه بدليل فرهنگ غير انساني كه دچارش شدند بي شعورانه ترين رفتار رو با يك زن در پيش ميگيرند.مسلماً يك چنين رفتار و عقايدي بسرعت باعث فاصله افتادن در بين 2 جنس ميشه و ديوار بي اعتماديش رو ميشه همه جا لمس كرد. فشارها براي هر دو جنس به حدي زياده كه موانع سنگيني رو در راه پيشرفت قرار ميده. افت شديد درسي بعد از شروع دوران ديگر خواهي به اين دليله. اينكه واقعاً افراد در حال درس خوندن كتاب جلوشون بازه ولي دارن انيميشن تو ذهنشون ميبينن از همين درده. اينكه افراد جامعه بي ظرفيت شدند و توانايي جدا سازي يك رابطه دوستانه با جنس مخالف رو از روابط جنسي ندارن از همينه. اينكه دخترها هميشه دارن حس ميكنن قراره كسي كه باهاشون حرف ميزنه بهشون تجاوز كنه از همين مشكله. اينكه جرئت نداري توي خيابون آدرس رو از يك زن بپرسي و ميترسي فكر كنه مي خواي بهش نزديك بشي از همينه. هزاران مورد ديگه وجود داره كه به كوچكي يك سر سوزن هستند ولي آنچنان خطرناك شدن كه تمام زندگي و رفتار يك فرد رو گرفته اند. در يك چنين فضاي مسمومي پاسخ توسط ازدواج يكي از ساده ترين و در دسترس ترين راههاست.يعني مفهوم ازدواج رو در مقابل توجيه فحشا بكار بردن! يعني پسره فكر ميكنه بالاخره تا خل نشده بايد يه كاري بكنه ديگه. ![]() اينجوري كه نميشه. نهايتاً دچار يك ماليخوليا هم ميشه! بدين مضمون كه روابط جنسي رو در چهارچوب دوستي ، كثيف و نابود كننده عشق ميدونه! در نتيجه براي پاسخ به اين نياز دنبال فواحش ميره و مسلماً هر دوستي هم كه خلاف نظر اون فكر كنه و تصميم به رابطه داشته باشه از ديد اون جزء فواحش جمع بندي ميشه. خيلي از دخترها هم كه نمي خوان اين ديد روشون باشه تصميم ميگيرن كه اصلاً رابطه اي رو برقرار نكن چون مسلماً طرف اونها رو رها ميكنه بدليل اينكه فكر ميكنه جزء فواحش هستند و روشون ديگه سرمايه گذاري نميكنه! براي اينه كه ميشنوين فلان دختره ميگه من بايد به كسي اعتماد داشته باشم. ولي به هرحال چنين رفتاري باعث ميشه روز به روز پسرها از نظر شعوري فاسد تر بشن و دخترها هم از نظر روحي و شخصيتي به مرزي برسن كه الان در رفتارشون كاملاً ميتونين اين رو ببينين و اسمش رو ميذارن جنون! اين فشارها چيزي نيست كه رها كنه چون شما بخاطر فرهنگ نشسته اجتماعي و عقايد پوك توي مغزتون تصميم دارين خلاف جهت طبيعتتون شنا كنين. ولي نتيجه تمام اينها اينه كه نهايتاً و خصوصاً در زمينه آقايون ،فرد بدليل اين قضيه تصميم ميگيره كه ازدواج كنه! و در واقع اون به همسرش به چشم يار نگاه ميكنه ولي در عمل ازش انتظار فاحشگي داره. چون طرف بحث ما همسر نخواسته، بلكه فشار جنسي و عدم امكان تخليه، اون رو بسمت خريد يك فاحشه قانوني سوق ميده. براي همينه كه ميبينين افراد براحتي به هم خيانت ميكنن چون اونها در وراي ذهنشون انتظار فاحشگي از زن دارن پس فكر ميكنن چون فاحشه رو ميتونند عوض كنند پس در مورد همسر هم اينكار رو ميشه كرد! يا براي اينه كه در فرهنگ خارج از ايران ميبينين در صورت خيانت افراد واكنشهاي غير عقلاني ما رو انجام نميدن.چون در اون محيط فاحشگي از ازدواج جدا شده و ازدواج رو راهي براي كشيده نشدن به فاحشگي نمي دونن. درنتيجه مورد خيانت در ازدواج با گرايش فاحشگي از هم جداست . پس اگر خيانتي صورت گرفته بايد ريشه اون رو در مسائل و برخوردها پيدا كنن نه در توهين و له نمودن شخصيت. شايد حتي ايراد از خودش بوده كه باعث بروز اين مسئله شده. ![]() پس اگر موردي بود برطرف ميكنند و اگر نبود به خودشون حق ناراحتي ميدن. ميبينين تفاوت ديد ميتونه چه بحرانهايي رو پشت سر بذاره؟ولي افسوس كه من حتي كوچكترين اثري از بهبود در بين اين قشر نميبينم. تازه بدتر فكر ميكنم داره كاملاً امكان بازسازي از بين ميره و افراد بدون شناخت دارن از چيزي كپي برداري ميكنن كه نميتونن زواياش رو هضم كنن. نهايتاً اينكه درصد بالايي از ازدواجها پاسخ به مسائليه كه شما خودتون رو ازش متنفر ميدونيد ولي در صورتِ وجودِ بظاهر قانوني، با لذت به استقبالش ميرين! 5- حماقت -من از دختري ميشنوم كه ميگه من سكس قبل از ازدواج رو نميپذيرم؟ بهش ميگم چرا؟ در جواب ميگه چون ممكنه براي طرف تكراري بشم و اون ديگه من رو نگيره!!! بهش ميگم خب اين اتفاق اگر قراره صورت بگيره 2 ماه بعد از ازدواج ميوفته! اونوقت چي؟ ميگه: ديگه من رو گرفته و بيخ ريشش ام!! اين تئوري كثافتي رو كه مي بينين ناشي از چيه؟ چي به خورد شماها دادن؟باور كنين كاري نداره كه هزاران هزار تفكري كه خنده دارتر از اين تفكر باشه در بين شماها پيدا كرد. ولي چرا؟ چرا باكره گي رو نشونه سلامت ميدونيم؟ چرا كسي رو كه تا حالا رابطه نداشته آدم سالمي ميدونيم در حاليكه بيست ميليونش دورمونه و از افسردگي چشماش داره تيره و تار ميشه! چرا ما مثل همه هستيم ولي ديگران رو از خودمون جدا ميدونيم؟ چرا دختر و پسري كه رابطه نداشتن رو افراد سالمي ميدونيم در حاليكه سالهاست با پتك توي مغزشون دارن مي كوبن؟ چرا نمي خواهيم فكر كنيم و شايد شعور نداريم كه فكر كنيم پاسخ به نيازهاي جسمي با بي بند و باري فرق داره. چرا نبايد شخصيتمون رو جلا بديم؟ چرا دخترهاي ما موجودات كم عقل كاسب نمايي شدند كه همه جا بدنبال كشتار خودشون و فروش قانوني يك مردار به ديگران هستند؟ چرا پسرهاي ما همگي موجودات متعفني شدند كه تمامي خصلتهاي جانوري در رفتارشون موج ميزنه و همواره به انجام ركيك ترين ترفندها گرايش دارند و مدام در فكر اين كه با دروغي ديگه بوي گندشون رو از ديگران قايم كنند؟ جوابش روشنه...قاعدتاً ياد خودتون بهتر از من بدونين!! در نهايت اين بخش نخست بود كه در اون براتون نشون دادم چطور اكثر قريب به اتفاق ازدواجهاي ما يا از روي فشاره و يا از روي دنباله روي و يا از روي حماقت....پس ما با اين وجود ازدواجهاي مسمومي رو داريم كه ميتونين نتيجه اش رو در آمار وحشتناك طلاق ، بي بند و باري خانوادگي ، پدران بي مسئوليت و مادران بي هويت ، رفتار تصنعي و سرد و كشنده ارتباطي در پدرها و مادرهاي ظاهراً موفق ، سر در گمي ، افسردگي و ميليونها نشانه ديگه ، ببينين....در بخش بعدي مسيري كه داره نحوه اشتراك و ازدواج و عشق رو تغيير ميده و اون رو به حالت ديگه اي جدا از حالت فعلي در مياره رو به بحث ميشينيم.....
webmaster@tactaz.com
|