٭ ازدواج خوب است يا بد؟
بخش چهارم: تحولات جديد


5-تفاوتهاي فرهنگي جديد- يكي از اتفاقاتي كه براي زوجين مي افته اينه كه اونها همواره فكر مي كنند با شخصيتي ثابت ازدواج مي كنند كه هميشه همين شكل خواهد بود! مشكل اينجاست كه انسان از نظر علمي و عقلي مدام در حال جمع آوري و بالا رفتن ميباشد كه نتيجه اون تاثير مستقيم در نحوه واكنش در احساسات فرد داره.هيچ تعجبي نداره كه نحوه عاشق شدن امروز شما با چهار سال پيش شما زمين تا آسمون فرق كنه. خيلي ها مي گويند كه اين ماجرا از شكستها نشات ميگيره و از ترس شكستهاي دوباره، كه البته تا حدي درسته ولي كامل نيست.چراكه شما از شكستها درس ميگيريد! اين درسها هستند كه عامل احتياط شما هستند و ترس رو براتون مي سازند. يا مورد ديگه اينكه مردها بدنبال زنهايي هستند كه داراي فهم بيشتري باشند و در نتيجه همواره به سمت دختراني كه حرفهاي قلمبه سلمبه! مي زنند گرايش دارندچراكه حدس ميزنند اونها متفاوت هستند. ولي واقعيت اينه كه اونها بخاطر شرايط مجردي نحوه ارتباط بازتري دارند و در نتيجه اطلاعات بيشتري خواهند داشت. اما بعد از ازدواج ركود زندگي اونها رو ميگيره و بتدريج از مرحله پرت ميشن! اينجوري ميشه كه مرد ميشينه توي خونه براي بحثي كه تو اداره داشته روزنامه مطالعه ميكنه و نميتونه با زنش تبادل نظر كنه.اين فاصله در خانمهاي خانه دار سريعتر اتفاق مي افته و اونها رو زودتر به موجوداتي بي خيال و با دايره بسته ذهني و كسالت آوربراي مردها تبديل ميكنه!! اينه كه آقايون هميشه مشكلات خانمها براشون ساده و پيش و پا افتاده است!! اين فاصله در روز اول آشنايي وجود نداشت ولي بعد از اون ايجاد شد. معمولاً در جامعه ما اين اختلاف علمي بصورت معكوس براي زنهاست ولي در جوامع بازتر ميبينيم كه خلاف اين موضوع هم كاملاً صادق ميباشد. ولي نكته اساسي اينه كه اين زوج چه مرد بالاتر و چه زن بالاتر ديگه براي هم مناسب نيستند. و اين اختلاف از يك حدي كه فراتر رفت براي ارتقا بيشتر بايد از هم جدا شده و شخص هم طراز خودشون رو پيدا كنند! شايد در نگاه گذرا بي رحمانه جلوه كنه ولي اين دليل در قبل از ازدواج روي اون تاكيد شديدي مي شده و افراد سعي ميكردند انتخاب خوبي انجام بدن ، اونها براحتي ديگران رو هم سطح خودشون نميديدند و براحتي اونها رو كنار مي زدند ولي بعدش تكرار اين عمل رو ديوانگي و پليدي ميشمارند چرا كه ازدواجهاي معمول چنين اجازه اي رو در عرف خودش نداره. در واقع بصورت منطقي درجا زدن و افت ذهني كه حاصل تنبلي افراد ميباشد رخوتي رو ايجاد ميكنه كه باعث ميشه طرف حالش رو نداشته باشه دنبال بروز شدن خودش باشه! پس صورت مسئله بهتره بنفع اونها عوض بشه!!

در نتيجه قيمت پايين مياد و فقط زنجير اسارت ازدواج باعث ميشه كه طرف خيالش جمع باشه كه موردي پيش نمياد!! اينه كه ميبيني دختره قبل از ازدواج دور كمرش بود 20 سانت!! بعد از ازدواج نمي تونه سرپا وايسته!! قبلش چهارتا كتاب ميخوند حالا اصلاً حال نداره نفس بكشه!! مسائل اجتماعي و فرهنگي و سرخوردگيهاي ازدواجي نيز مزيد بر علت ميشه كه اعلام بشه همينه كه هست!! ميخواي بخواه ، نمي خواي بدو برو مهريه ام رو پرداخت كن!! اين مسائل در مورد آقايون هم وجود داره و تازه خيلي هم بدتر !! چرا كه در فرهنگ خانواده ما مرد سكانداره و اين لنگ زدنها خانواده و روحيه زوج رو به ورطه خدشه دار شدن مي كشونه!!

6-تك محوري – واقعيت اينه كه زندگي سخت شده. اگر تا چندي پيش ميشد كه بار زندگي رو يك تنه بدوش كشيد امروزه اين بمراتب بدتر شده. ديگه افراد حاضر نيستند كه مسؤليت ديگري رو قبول كنند. زندگيها احتياج به ريسك پذيري بيشتري دارد و هيجانات و فشارها و هزينه ها نمي گذاره كه فكر شما مشغول چيز ديگري باشه... در زندگي جديد شما شديداً مجبور به فعاليت هستيد و فقط لحظاتي رو براي استراحت زمان خواهيد داشت. اين با ماهيت فعلي ازدواج در تناقضه. عنوان اين مسئله و اجراي اون براي مردها آسونتره ولي متاسفانه براي دخترها درك اين واقعيت هنوز كار داره .چراكه با وجود اينكه من خودم رو خفه كردم و هي داد زدم بايد متوجه بشين خودتون مسئول زندگي ، شخصيت، لذتها و سكان زندگي خودتون هستيد بدليل ضعف تاريخي كه نشات گرفته از فرهنگ وارداتي در مغز دخترهاست عملاً هيچكس پيام رو دريافت نكرد و من نتيجه اي نگرفتم. ولي همونطور كه ميبينيد حالا ديگه مردها كمتر براي ازدواج پيش قدم ميشوند و زنهايي هم كه اين مسير رو ميروند فقط مجبورند ادا در بيارن و الكي خودشون رو مخالف ازدواج نشون بدن چرا كه مخالفت اونها بنيادين نيست و يا فلسفه اي نداره يا دليل قانع كننده اي براي اين امر پشتش نيست. از طرف ديگه پاسخ به مسائل جنسي داره ساده تر ميشه و افراد در حال خارج شدن از تابوها و شكستن قوانين هستند. افراد كم كم دارن ارزش شخصيتي خودشون رو درك ميكنند و براي خودشون و نيازهاشون ارزش و اولويت قائل ميشوند.

اين يعني براحتي فشار شروع به كم شدن ميكنه و ديگه براي فرار از فشارها مجبور نيستند كه هزينه هاي سنگين زندگي رو تقبل كنند تا بتوانند كانون خانواده اي تشكيل بدهند كه در راستاي اون بتوانند اندك سيري نا مفهومي رو در زير بار شديدترين فشارهاي زندگي و مسئوليت تجربه كنند. دختران شديداً با اين وضع مخالف هستند براي همين با هرچه كه قصد داشته باشه جايگاه اونها رو ازشون سلب كنه كاملاً مي جنگند ولي متاسفانه جايگاه اونها اينقدر ليز و لغزنده هست كه هرچيز ساده ديگه اي ، توان نا امن كردن اوضاع رو براشون داره و اين در حاليه كه زنها اين موضوع رو باور ندارندو باهاش شديداً مخالفند . به اعتقاد من اين جيغ و داد تا حدود زيادي از ضعف باطني اونهاست . اونها قدرت ندارند و حتي حاضر نيستند كه تك محور باشند و براي همين حاضر نميشوند براي خودشون باشند و زندگي كنند چراكه فكر اينكه تنها بار مسئوليت رو بر گردن بگيرند اونها رو ديوانه ميكنه! چرا كه در فرهنگ فعلي ، زنان قدرت ندارند تحول منطقي و ديدگاهي و علمي رو در خودشون ايجاد كنند. متاسفانه اين حرف براي بعضي دختران جسورتر خيلي سنگينه و براي اثبات خلاف اون ، هميشه واكنش نشان مي دهند چون فكر مي كنند كه ارزش اونها دوباره ناديده گرفته شده! اين اونها رو عصباني مي كنه و بدليل فرهنگ غلط اجتماعي و حاكم بر زنان متاسفانه نحوه حركتي اونها به مسيربسيار غلطي سوق پيدا مي كنه. درنتيجه ميبينين كه تمام تلاش اونها در اثبات شايستگي زنان به مردها ، مقابله به مثل كردن، حفظ حريم زنان ، مبارزه براي اثبات عقيده هاي فردي و يا جنگهاي جنسيتي احمقانه داره هدر ميره!
ادامه دارد...............



Site Meter Copyright 2000-2004 TAKTAZ.COM
webmaster@tactaz.com