٭

تحريم آگاهي هاي جنسي
بخش پاياني.

در ادامه مبحث گذشته ، تا كنون ديگر بايد متوجه شده باشيد كه عرفها و رفتارهاي غلطي كه در وراي كلمه اخلاق و تربيت پنهان شده اند و توسط والدين و معلمان و اجتماع به شما تزريق مي شوند، چگونه مي توانند فعاليت طبيعي فكري و جسمي شما را مورد حمله و تاخت و تاز قرار دهند و براحتي باعث منحرف شدن و تحت تاثير قرار گرفتن تمام مسيرهاي زندگي شما شوند.متاسفانه ما هم اصولاً آدمهاي واقع بيني نيستيم.ما هنوز نتوانسته ايم پاسخي را كه در بر دارنده تمام زوايا و جوانب فردي و اجتماعي باشد را ، براي نحوه ارتباط و روابط جنسي خود بيابيم.از طرفي تمام اين روابط انحراف تلقي مي گردند و از سوي جامعه نا هنجار خوانده مي شوند و از سوي ديگر گرايش طبيعي و ذاتي افراد فشارها را اينقدر زياد مي كند كه چاره اي جز، در خواست براي بازي ، باقي نمي گذارد!! گروهي عنوان مي كنند كه بايد به محض ايجاد حس ديگر خواهي در جوانان، راه قانوني را طي كرده و سريعاً ازدواج كرد تا ديگر فكر افراد از نوجواني متوجه مسائل جنسي نشود!! اين راه حل به اعتقاد من درست نيست چون اين گروه اصلاً مسائل تفاهم و درك طرفين را مد نظر قرار نمي دهد و در اجتماعي كه طلاق منفور شمرده مي شود مي خواهند سريعاً ازدواجهاي سالمي را براي دختران 10 يا 12 ساله و پسران 17 يا 18 ساله فراهم كنند!! در حقيقت اين گروه اصلاً مسائل خانواده و ازدواجي را مد نظر قرار نمي دهند چرا كه اين افراد اينقدر از كلمه فساد وحشت دارند كه حاضرند همه چيز را قرباني آن كنند و بدون در نظر گرفتن ضربه هاي وحشتناك روحي در آينده براي اين زوجهاي كوچك، فقط مي خواهند راه حلي ارائه كنند و از زير بار پاسخ دادن فرار كنند! آنها مي خواهند دست دو نفر از دو جنس را به هم برسانند و اعلام كنند كه ديگر همه چيز تمومه!! آنها تنها يك راه تخليه جنسي مي خواهند و آن را از طريق ازدواج زودهنگام مطرح مي كنند! البته خوشبختانه ديگر همه دريافته اند كه با فاصله ايجاد شده بين بلوغ جنسي و بلوغ فكري و ايجاد فاصله بسيار زياد اين دو با بلوغ اجتماعي يك چنين نسخه اي فقط يك پاسخ بي ارزش و فاقد امكان اجرايي مي باشد ... متاسفانه رفتارها عرفي نا صحيح ، راهكارهاي كودكانه فعلي ، تحريم آگاهيهاي جنسي و فرار از واقعيت باعث شده، كه ابزار قدرت همواره در اختيار نابسامانيهاي روحي باشدو هميشه اين شرايط باشند كه به ما تسلط دارند و فشار وارد مي كنند. عدم پاسخگويي صحيح باعث شده كه ما همواره فشار را يا باز هم تحمل كنيم يا به كس ديگري تحميل كنيم! هيچكس هم وجود ندارد كه جواب بدهد و يا اگر هست جوابي قابل اجرا بدهد! شما تا وقتي كه بخواهيد يك زندگي منظم و مرتب، آنطور كه عرف جامعه مي پذيرد فراهم كنيد، يا منحرف شده ايد، يا طوفان قواي جنسي شما رو كاملاً ديوانه كرده و يا افسرده شده ايد و عملاً از دست رفته ايد!! يعني در هيچ حالتي امكان ندارد شما بتوانيد راحت فكر كنيد و تصميم بگيريد چون در سراسر زندگي همواره نيرويي وجود دارد كه يقه شما رو چسبيده و حقش را مي خواهد!! عرف گرايان چون از ابتدا پاسخ صحيح و انعطاف پذيري نداشتند و ترس از فحشا آنان را از ديوانه مي كرد ، خواستند به هر قيمتي كه شده و با فرار از پاسخگويي و عدم امكان طرح مسائل جنسي ماجرا را در نطفه خفه كنند!! با سركوب و تحريم آگاهيهاي جنسي تصميم داشتند كه ماجرا را اصلاً اتفاق نيفتاده تلقي كنند! اما مسئله نه تنها حل نشد بلكه برعكس شكل وخيمي بخود گرفت و افراد تبديل به انسانهايي دريده و افسرده اي شدند كه اكنون دارند پايبندي خود را به همه چيز آرام آرام از دست مي دهند و مانند سيلاب به هر كجا كه ميروند همه چيز را نابود مي كنند . در روابط اجتماعي بدليل عدم پاسخگويي و تحريم آگاهيهاي جنسي همه رفتارها به هم ريخته و حالتهاي غير متعارفي به خود گرفته است. تحريمهاي جنسي جوانان عامل بزرگي در ستيزه جويي و عصبي شدن آنان دارد و ما هم هنوز اينقدر ضعيفيم كه با اينكه در تنهايي اين موضوع را باور داريم، در اجتماع ، خود را مخالف اين نظريه نشان مي دهيم !! جوانان بيشماري اعم از دختر و پسر كه عنوان مي كنند ما افراد محكمي هستيم و نيازي را در خود حس نمي كنيم و در گيري ذهني ما ناشي از چيزهاي ديگري است!! ولي كسي نيست كه بطور واضح پاسخ بدهد چرا جوانان همه چيز را تيره و تار مي بينند و همه را دشمن مي پندارند؟! چرا اينقدر عصبي هستند و مسائل مادي را ، راهي براي جايگزين كردن و فراموش كردن اين نياز يافته اند در حاليكه به وفور مي بينيم

افرادي كه از نظر مادي شرايط ايده آلي دارند و بايد بنا به اظهار عامه، اين افراد داراي مشكلات پيش و پا افتاده اي باشند، ولي همچنان در آنها امواج نا خرسندي را ميبينيم كه اينبار بشكل چيزهاي ديگري بروز مي كند. به نظر من موجودي كه محكوم به محروميت جنسي است ولو بظاهر منظم و عاقل باشد بالقوه براي اجتماع خطر دارد. براي اينكه نظم و عقل ظاهري او اجباريست نه اختياري. وي همين كه احساس كند حربه قانون و مقررات اجتماعي بالاي سرش آويزان نيست مانند ديوانه اي كه از تيمارستان فرار كرده باشدتمام اصول اخلاقي و اجتماعي را پاره خواهد كرد و ديگر امكان نزديك شدن به او ممكن نخواهد بود. اين وضعيت براي اجتماع چندين ميليوني غير قابل كنترل و ويران كننده خواهد بود. نمونه ديگر رفتارهاي نا متعارف ناشي از محروميتها و نا آگاهيهاي جنسي در انزوا طلبي تفسير مي گردد. انزوا طلبي و پرهيز از معاشرت (خصوصاً در بين دختران كه با كلمه حجب و حيا!! آميخته شده) يكي از نشانه هاي تعاريف غلطيست كه از امور ارتباطي براي فرد تعريف شده است. اين دوري گزيني براحتي به محروميتهاي جنسي كمك مي كند تا فرد در لحظاتي از زندگي اينبار حركات عجيب و غريبي از خود نشان بدهد! اين مورد تا جايي پيش مي رود كه فرد در محافل خصوصي و در بين آشنايان احساس نا امني و اضطراب مي كنند و همواره در تنهايي آرامش ميابد!!
در خاتمه بايد يادآور بشم كه عامل فساد توسط عرفهاي رايج و ترسهاي بي مورد بوده است و نه از آگاهي هاي جنسي. بايد بگويم كه تحريكهاي جنسي به مسائل روحي افراد بر مي گردد نه به اطلاعات جنسي. تحريك از بابت ديدن يك تصوير يا يك مطلب و ضعف و عدم توانايي در جدا سازي مسائل علمي از مسائل پورنوگرافي در مباحث و حتي كلاسهاي درس (معلمهاي زيست شناسي خود را بخاطر بياوريد كه از ترس تركيدن كلاس جرئت نداشتند حتي درس خود را كامل ارائه دهند و سر بسته ازدرس دادن مبحث توليد مثل فرار مي كردند!!!) ، تنها از آموزش مريض و غير واقعي جلوه دادن حقيقت در طول سالهاي عمر افراد نشات مي گيرد. راهكار اين ضعف هم مسلماً اين نيست كه ما صورت مسئله را پاك كنيم بلكه بايد با آرامش مثل زخمي كه بايد پانسمانش باز شود تا هوا بخورد و بهبود يابد با آن برخورد گردد. اشكال تحريك توسط يك تصوير تنها به مشكلات رواني و نيازهاي فردي بر مي گردد و مسلماً اگر عكس را از اين فرد بگيريد او در مرحله اي است كه براحتي توسط چيز ديگري تحريك مي شود.. مسائل جنسي همواره موردي خصوصي تلقي مي گردد ولي زمانيكه اكثر افراد يك جامعه دچار چنين مشكلي باشند ديگر اين مسئله عموميست و زيانش به اجتماع مي رسد. عامل تغيير رفتارها و ارزشهاي اجتماعي در بين افراد به اعتقاد من اين است كه سركوب آگاهيها و تحريم آگاهيهاي جنسي توسط مسيرهاي غلطي بوده كه تماماً از ترس از كلمه فساد ناشي شده است. متاسفانه بدليل ايم مسئله ما هيچوقت يك نسخه تعريف شده ، قابل اجرا ، بدون دخالت عوامل جانبي ، جامع و كامل از نحوه ارتباط جسمي و جنسيتي نداشته ايم و اجازه داده ايم كه اين خلاء توسط ديگران پر شود و حالا ميبينيم كه چه راحت آنها مي توانند ما را به بازي بگيرند چراكه فعلاً موفق شده اند ارزشهاي ما را آنها تعريف كنند!! ترس از فحشا براي عرف گرايان اينقدر زياد بود كه باعث شد همه چيز را قرباني كنند و بجاي طراحي يك پروسه پاسخگوي جنسي(بدون دخالت تعصبات) تمام زمان خود را صرف تغيير در اساس و پايه ها و بنيان ها بكنند و اينقدر پيش بروند كه اين جراحي ها خود مقدمات مرگ بيمار را فراهم آورد!!!


Site Meter Copyright 2000-2004 TAKTAZ.COM
webmaster@tactaz.com